دسته‌بندی نشدهکتاب مدینه فاضله اسلام منتشر شد - مجله نشانه های تاریخی ایران

مارس 24, 2021by admin0

به گزارش نشانه های تاریخی ایران، کتاب مدینه فاضله اسلام نوشته سیدحسین قزوینی‌حائری (۱۲۸۸- ۱۳۶۷ ق) منتشره در سال ۱۳۰۸ خورشیدی به کوشش حجت الاسلام رسول جعفریان استاد دانشگاه تهران منتشر شد.

جعفریان در مقدمه این اثر در معرفی نویسنده و اثرش می نگارد:

از مدینه فاضله اسلام تا تولید مرغ فلزی و شمندوفرنشانه های تاریخی ایران

سیدحسین قزوینی حائری، نویسنده کتابچه مدینه فاضله اسلام، از خاندان قزوینی مقیم کربلا هستند که از ایران به عراق رفتند. نخستین فرد این خاندان که وارد نجف شد، سید باقر قزوینی مشهور به معلم السلطان بود که سال ۱۱۸۵ از کرمانشاه به نجف و پس از مدتی تحصیل در سال ۱۱۹۸ به کربلا رفت و آنجا مقیم شد. فرزند وی، سید ابراهیم قزوینی معروف به صاحب ضوابط الاصول متوفای ۱۲۶۲ است که از علمای برجسته کربلا، درگیر در تحولات این شهر در سالهای ۱۲۵۸ و ۱۲۵۹ و دارای کتابخانه ارزشمندی می بود. فرزند وی، محمد باقر مشهور به آقابزرگ پدر سید حسین، نویسنده ماست. آقای سلمان آل طعمه شماری از برجستگان این خاندان را در عشائر کربلاء، ص ۱۷۶ ۱۷۷ آورده است. سید حسین قزوینی فرزند محمد باقر، متولد ۱۲۸۸ و متوفای ۱۳۶۷ (۱۹۴۷ م) است. او میراث کتابخانه ای پدر را داشته، عالم و مدرس بوده و یکی از رهبران انقلاب عراق در سال ۱۹۲۰ بوده است. (عشائر کربلاء، ۱/۱۷۷، بیروت، ۱۹۹۸ دار المحجة البیضاء).

سید حسین اهل کتاب و کتابخانه و نویسنده و از دوستان شیخ آقابزرگ تهرانی بوده و ایشان با احترام از وی یاد کرده است. از جمله ذیل مدخل بیان السعادة (ذریعه: ۳/۱۸۱) می نویسد: عالم بارع معاصر، من را به این نکته واقف کرد که انتحالی در این تفسیر صورت گرفته است. همچنین ین ذیل قبسات الاحزان حائری، می گوید نسخه اصل آن را نزد سید حسین قزوینی دیده است. (ذریعه: ۱۷/۳۴).

شیخ آقابزرگ، در نقباء البشر، شرح حال وی را به این صورت نوشته است: السید حسین‏ القزوینی‏ الحائری … ۱۳۶۷. او سید حسین بن سید محمد باقر معروف به آغابزرگ بن سید ابراهیم صاحب ضوابط قزوینی مووسی حائری، عالم جلیل است. در نجف، از شاگردان ملا محمد کاظم خراسانی و دیگران بود. به کربلا برگشت. اکنون در آنجا موقعیتی دارد و زعیم طایفه خودش است. موقوفات جدش هم دست اوست. کتابهایی هم دارد. از جمله مدینه فاضله اسلام که سال ۱۳۴۸ ق منتشر شد و الاجوبة الحائریه عن الاسئلة البغدادیه که در مستدرک ذریعه از آن یاد کردیم. او از علمای کربلا و بزرگان آن بود تا آنکه در اواخر سال ۱۳۶۷ درگذشت. آثار دیگری هم دارد که نزد فرزندش سید [ابراهیم] شمس الدین است (طبقات اعلام الشیعه: ۱۴/۵۳۷)

در مستدرک اعیان الشیعه درباره وی آمده است: سید حسین قزوینی حائری بن سید محمد باقر، متولد ۱۲۷۷ در کربلا و متوفی در همانجا در سال ۱۳۶۷ ق. آل قزوینی، جز خاندان مشهور قزوینی هایی هستند که در نجف و حله و طوریج و دیگر شهرهای فرات میانی هستند. جد دوم این سید حسین، [پدر صاحب ضوابط] محمد باقر، که در اصل از قزوین به کرمانشاه آمده بود، برای تحصیل، به نجف رفت و این به سال ۱۱۸۵ بود. سپس با فرزندش ابراهیم و مهدی به کربلا آمد و آنجا ساکن شد. سید حسین نزد پدرش و دیگران درس را آغاز کرد، آنگاه برای تحصیل به نجف رفته، در درس محمد کاظم خراسانی، آقا ضیاء عراقی، سید احمد قزوینی، سید ابوالحسن اصفهانی، شیخ حسین نائینی و شیخ محمد تقی شیرازی در خواند.

او در انقلاب عراق فعال و از مجلس علمی مشرف بر انقلاب بود و خانه اش محل رفت و آمد رهبران انقلاب می بود. بعد از سرکوب انقلاب، با شمار دیگری دستگیر شدند که برای برخی حکم اعدام و برای عده ای هم زندان های طویل المدت داده شد. سپس همگی به حله و طویریج منتقل شده و بیش از شش ماه در زندان بودند. در ۲۲ رمضان سال ۱۳۳۹ نماینده دولت انگلیس، پس از بازگشت از کنفرانس قاهره، بسیاری از مشارکین در انقلاب را عفو کرد و سید حسین هم به کربلا بازگشت. از جمله نوشته های او: مدینه فاضله در اسلام دو مجلد، الاجوبة الحائریه علی الاسئلة البغدادیه، کتاب در تاریخ اسلام و جز اینها. (مستدرک أعیان الشیعة، ج ‏۱، ص: ۲۹). این مطالب، ظاهراً برگرفته از کتاب شخصیات ادرکتها است که اشاره خواهیم کرد.

صاحب معارف الرجال، دو مورد از سید حسین قزوینی یاد کرده است. یکی ذیل شرح حال شیخ محمد علی یعقوبی (متولد ۱۳۱۳ ق) که به شیخ آقابزرگ، شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء، سید عبدالحسین شرف الدین، سید صدرالدین عاملی، سید هبة الدین شهرستانی و سید حسین قزوینی حائری حفید صاحب الضوابط، اجازه داده است (معارف: ۲/۳۲۰). مورد دوم در معارف (۳/۲۴۶) که می گوید سید حسین قزوینی از مشایخ اجازه شیخ هادی آل کاشف الغطاء (م ۱۳۶۱) بوده است. نویسنده مآثر الکبراء فی تاریخ سامراء، ۲/۱۸) مطلبی از یکی از مکتوبات او به نقل از شیخ احمد نواده شیخ عبدالحسین طهرانی شیخ العراقین در باره رویدادی از زمان ناصرالدین شاه در سامرا نقل کرده، اما منبع مکتوب آن را گزارش نکرده است.

چنان که گذشت، نام پدرش محمد باقر، اما مشهور به آقابزرگ بوده است به همین دلیل در منابع، گاه سید حسین بن محمد باقر و گاه سید حسین بن آقابزرگ از او یاد شده است. در منار الهدی او را «السید آقابزرگ (السید محمد باقر) بن صاحب الضوابط السید ابراهیم» یاد کرده و می افزاید: و ابنه السید حسین احد الفضلاء». (منار الهدی، ص ۲۲)

در همین کتاب منارالهدی در باره سید حسین نوشته است: «السید حسین بن آقابزرگ بن صاحب الضوابط عالم فاضل جلیل.». همانجا در پاورقی مصحح «احمد حائری» شرح حال وی را که همان سید حسین ماست، آورده است: متولد کربلا، که نزد پدرش، و نیز میرزا محمد تقی شیرازی، سید هاشم قزوینی، سید محمد باقر حجت، شیخ محمد باقر اصفهانی، سید محمد حسن کشمیری، ملاعلی سیبویه، میرزا جعفر طباطبائی و جز آنها درس خوانده و به مراتب عالی اجتهاد رسیده است. او در شمار شخصیت های علمی مبرّز و در حوزه تدریس هم داشت که افاضل در آن شرکت می کردند. در انقلاب عشرین هم در کنار استادش شیرازی بود و مصایبی را هم تحمل کرد، تا آنکه در دوم ذی حجه سال ۱۳۶۷ درگذشت و بعد از تشییع بزرگی، دفن شد. از جمله تألیفات او اینهاست: الارشاد، المدینة الفاضلة، الاجوبة الحائریة عن الاسئلة البغدادیة، رسالة فی الامامة، تاریخ الاسلام، رسالة فی الرضاع، تحریم المسکرات، اصول عقائد الامامیة و فروعها، تفسیر سورة العصر، تحقیق الاصول، دیوان شعر و غیرها». منار الهدی: ص ۷۰). این متن را کسی نوشته که به دستنوشته های وی که آل طعمه فهرست کرده، و ذیلاً خواهد آمد، دسترسی داشته است. در آنجا البته از دیوان شعر او خبری نیست و شاید این دیوان، مربوط به شخص هم نام او باشد.

در کتاب اعلام من کربلاء (از شیخ احمد حائری اسدی، بیروت، بلاغ، ۲۰۱۳) از وی یاد شده است. مطالب آن، همان است که در پاورقی منار الهدی که مصحح آن هم احمد حائری است، آمده است (اعلام من کربلاء، ص ۷۹ ۸۰).

در گنجینه دانشمندان (۶/۳۲۷) هم با عبارت: «آیت اللّه آقا سید حسین بن سید محمد باقر بن سید ابراهیم ضوابط) حایری عالمی جلیل بود و در سال ۱۳۶۷ وفات نمود» از او یاد شده است.

آگاهی های سید صالح شهرستانی از سید حسین قزوینی

خوش شانس هستیم که یکی از دوستان وی با نام سید صالح شهرستانی (م ۱۹۷۵) در کتاب شخصیات ادرکتها شرح حال وی را نوشته است. او از وی با تعبیر شخصیتی با افق های فکری وسیع، رویکردی اسلامی، فرهنگ دینی عالی و نگاه سیاسی عمیق و شهامت علوی عریق، از او یاد می کند. سپس می گوید: سید حسین قزوینی نجل علامه سید محمد باقر مشهور به آقابزرگ فرزند عالم سید ابراهیم قزوینی مشهور به صاحب ضوابط به خاطر تألیف ضوابط الاصول متوفای ۱۲۶۲ فرزند سید باقر مشهور به معلم السلطان به خاطر اینکه معلم امیر محمد علی میرزا فرزند فتحعلی شاه قاجار حاکم کرمانشاه از طرف پدرش فرزند سید عبدالکریم موسوی قزوینی حائری که نسبشان به موسی بن جعفر علیه السلام می رسد.

سید باقر فرزند عبدالکریم در سال ۱۱۸۵ از کرمانشاه به نجف آمد، در آنجا درس خواند و مدتی سکونت داشت، سپس با فرزندانش ابراهیم و مهدی به کربلا آمدند. خانواده سید حسین، ارتباطی با خاندان مشهور قزوینی که در شهرهای نجف و حله و طویریج هستند، و شماری چهره های مشهور و صاحب منصب داشته اند، ندارند. سید حسین قزوینی در سال ۱۲۸۸ ق در کربلا بدنیا آمد، همان جا نزد پدر و برخی از شاگردان پدرش تحصیل کرد؛ سپس به نجف آمد و نزد بزرگانی چون شیخ محمد کاظم خراسانی، آقا ضیاء عراقی (م ۱۳۶۱ ق)، علامه شاعر سید احمد بن صالح قزوینی (از خاندان قزوینی و متوفای ۱۳۲۴ ق) و سید ابوالحسن اصفهانی (م ۱۳۶۵ ق) و میرزا حسین نائینی (م ۱۳۵۵ ق) و علامه شیخ محمد تقی شیرازی رهبر انقلاب عراق (م ۱۳۳۸ ق) تحصیل کرد. وی اجازات اجتهادی از اینان بدست آورده و سپس به کربلا بازگشت.

قزوینی از بزرگترین یاران و مشاور علامه میرزا محمد تقی شیرازی رهبر انقلاب ۱۹۲۰/۱۳۳۸ عراق بود، که زمینه ساز تشکیل دولت ملی عراق در دوره بعد بود. وی از استوانه های انقلاب بود که به آراء او توجه می شد و عضو فعال مجمع علمی ای بود که انقلاب را اداره می کرد. خانه اش کنار باب صحن کوچک در بازار بزرگ، واقع بین دو صحن امام حسین و برادرش عباس علیهما السلام و چسبیده به دیوار صحن حسینی بود، خانه ای که محل حضور رهبران انقلاب انقلاب و شیوخ قبایل و بزرگان از علمای دین بود. در آنجا اجتماعات سرّی و علنی آنان برای اداره انقلاب و گرفتن تصمیمات مهم تشکیل می شد، تصمیماتی که بر رهبرشان آیت الله شیرازی عرضه شد و پس از موافقت اعلام می گردید.

در واقع، خانه او نوعی دار الندوه سیاسی و ادبی بود که کسان زیادی در آن رفت و آمد می کردند. پس از تسلط انگلیسی ها بر کربلا، محل اصلی انقلاب، سید حسین قزوینی با شماریاز دوستانش دستگیر شد، کسانی چون سید هبت الدین شهرستانی، (م ۲۶ شوال ۱۳۸۶ ق)، سید عبدالوهاب آل طعمه، شیخ عبدالجلیل و برادرش عبدالحسین آل عواد، سید احمد کشمیری، شیخ طلیفح حسون، و بسیاری از روسای قبایل و عشایر… آنها را در مجلس عرفی انگلیس به زندان محکوم شده برای شش ماه در حله و طویریج نگاه داشته شدند تا آنکه در ۲۲ رمضان ۱۳۳۹ دستور عفو آنان صادر شد. ۲۶ رمضان آنها به کربلا بازگشتند.

سید حسین، ویژگی های عالی داشت که از مهم ترین آنها، قاطعیت وی در برخورد با کفار، دشمنی با دشمنان دین و شجاعت در جهت مصالح عامه، تعصب نسبت به میراث اسلامی و زدودن استعمار از بلاد اسلامی بود. وی از هوش سرشاری هم برخوردار بود و کارها را با تدبیر اداره می کرد. وی فردی اجتماعی و شاد بود که اغلب شوخی و جدی را با هم می آمیخت. حتی در تدریس هم همین ویژگی را داشت. سید حسین، با اینکه بیشتر اوقات خود را در تدریس و مسائل انقلاب و امور اجتماعی می گذارند، از تألیف فارغ نبود. عالمان و فقیهان زیادی در درس او شرکت می کردند. آثاری هم از خود برجای گذاشت. مدینه فاضله در اسلام که یک جلد آن چاپ شده اما مجلد دوم هنوز از چاپ در نیامده است. الاجوبة الحائریه «خطی»، کتاب در تاریخ اسلام «خطی»، رساله در اصول دین «خطی»، تقریرات برخی از استادانش «خطی». از او کتابخانه ای هم برجای مانده که نسخ عربی و فارسی عالی دارد و اکنون تحت تصرف فرزند اوست.

سید حسین در روز دوم ذی حجه سال ۱۳۶۷ ق دعوت حق را لبیک گفت و در مقبره خانوادگی که در صحن صغیر و چسبیده به صحن امام حسین بود، دفن شد. در تشییع او بسیاری علما و رجال و شخصیت ها شرکت کردند. بسیاری از شعرا هم مانند خطیب معروف شیخ محسن آبی محب و همین طور شاعر شیخ کاظم آل نوح خطیب مشهور کاظمیه برایش مرثیه سرودند. از وی فرزندی عالم و فاضل با نام سید ابراهیم شمس الدین حائری مولف کتاب «البیوتات العلویه فی کربلاء» بر جای مانده که مجلد اول آن مدتی قبل منتشر شد. در حال حاضر، از چهره های علم و بحث و تحقیق در شهر امام حسین ع است. [شخصیات ادرکتها، ص ۵۶ ۶۰ قاهره، ۱۹۷۸ م). تصویری هم از نویسنده در ابتدای این بحث آمده که البته چندان واضح نیست.

 


نشانه های تاریخی ایران. برای این نام باید عرض کنم که نویسنده در داخل کتاب، درباره اهمیت قرآن در داشتن نگرش های تجربی سخن گفته و بر آن است که آنچه در غرب از اتفاق فرستادن مرغ فلزی به هوا از راه قوه بخار یا حرکت شمندوفر، یعنی قطار، اتفاق افتاده، می‌توانسته با توجه تأکید قرآن بر نگره های طبیعت شناسی و تعمق در آن، به دست آید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *