دسته‌بندی نشدهچرا موسی به یدبیضا، عیسی به طب و محمد(ص) به کلام فصیح مبعوث شدند؟ - مجله نشانه های تاریخی ایران

مارس 28, 2021by admin0

نشانه های تاریخی ایران، گروه فرهنگ و اندیشه: «عیون الاخبار الرضا» اثر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، ملقب به شیخ صدوق، کتابی حدیثی و یکی از مهم‌ترین متون شیعه است که در ۶۹ باب تنظیم شده و محتوای آن ذکر احادیثی است در فقه، اخلاق، سیره و کلام از حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع). حجم عمده‌ای از این کتاب کلام خود امام هشتم شیعیان است و باقی نیز احادیثی است که ایشان از ائمه پیش از خود روایت کرده است.

شیخ صدوق در «عیون اخبار» تمام تلاش خود را به کار برده تا همه روایت‌های مربوط به حضرت ثامن الحجج را بدون توجه به محتوا گردآوری کند. هرچند موضوعات این کتاب متنوع هستند و از فقه، حکمت، تاریخ، سیره و حتی کلام را دربر می‌گیرند، اما عمده تلاش شیخ به دست دادن متنی درباره زندگی و تاریخ پیرامون حضرت ثامن الحجج بوده است.

معتبرترین متن درباره زندگانی حضرت ثامن الحجج (ع)

بنابراین این کتاب از معتبرترین متون تاریخ درباره فعل و کلام و مواجهات حضرت از جمله مواجهات علمی جناب ایشان است. شرح مناظرات امام رضا (ع) با اصحاب علم و بزرگان ادیان دیگر جملگی در این کتاب روایت شده است. نظرات حضرت (ع) درباب مسائل مختلف تاریخ و تاریخ ادیان و همچنین جهانبینی و معرفت شناسی امامیه را می‌توان در این کتباً مطالعه کرد. این کتاب را به دلیل نثر خاص و ممتاز شیخ می‌توان در زمینه ادبیات عرب نیز اثری قابل توجه به شمار آورد.

با اعتماد به روایت‌های این کتاب می‌توان به برخی جزئیات تاریخی در طول زندگانی حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) نیز پی برد. به عبارتی در این کتاب می‌توان بجز روایت تاریخ زندگانی و فضایل حضرت ثامن الحجج، از اخبار و احوال برخی دیگر از بزرگان عصر وی نیز اطلاعات ذی‌قیمتی به دست آورد. به عنوان مثال یکی «عیون الاخبار» یکی از قدیم‌ترین منابعی است که سرگذشت ابونواس، شاعر مشهور ایرانی در درباره عباسیان و روزهای پایانی عمر وی را روایت کرده است.

ترجمه و شرح‌های مهمی بر این کتاب نوشته شده است. از جمله مترجمان این کتاب می‌توان به این شخصیت‌ها اشاره کرد: علی بن طیفور بسطامی، محمدصالح بن محمدباقر قزوینی، محمد باقر ساعدی خراسانی (درگذشته به سال ۱۳۸۲ شمسی)، علامه مجلسی (صرفاً بخش‌هایی از متن)، سید علی بن محمد بن اسدالله امامی و… همچنین سید حسین بن حسن عاملی کرکی، سیدنعمت الله جزایری، شیخ محمدعلی حزین زاهدی، مولی هادی بنابی و سیدحسین مجتهد قزوینی نیز از جمله کسانی هستند که برای این کتاب شرح و تعلیقه نوشته‌اند. اما شاید مشهورترین ترجمه از آن محمدتقی بن محمدباقر اصفهانی مشهور به آقانجفی باشد. او از بزرگان اصفهان در عصر ناصرالدین شاه بود و بسیار به مسائل اجتماعی حساس. ترجمه او با کوشش محمد البدراوی توسط انتشارات پیام علمدار منتشر می‌شود.

روایت مهمی از عیون الاخبار

در جلد دوم (ص ۳۹۷) ترجمه آقانجفی اصفهانی از «عیون الاخبار الرضا» روایتی از ابن یعقوب بغدادی وجود دارد که در آن روایت یکی از اثرگذارترین بزرگان تفکر امامیه از حضرت امام رضا (ع) سوالی را درباره معجزات پیامبران می‌پرسد. در این روایت از قول حضرت ثامن (ع) نقل شده که چرا معجزه حضرت موسی (ع) اژدها شدن عصا و ید بیضا و… بود و معجزه حضرت مسیح (ع) زنده کردن میت و معجزه پیامبر مکرم اسلام کلام الله مجید. پیش از مطالعه این روایت ضرورت دارد که معرفی مختصری از ابن سکیت به دست داده شود، چرا که شناخت او باعث می‌شود تا در صحت روایت شکی ایجاد نشود.

ابن سکیت که بود؟

یعقوب بن اسحاق اهوازی مشهور به ابن سِکّیت از بزرگان امامیه که از اصحاب حضرت امام جواد (ع) و همچنین حضرت امام هادی (ع) بود، در پنجم رجب سال ۲۲۴ هجری به دست متوکل عباسی به جرم تشیع به شهادت رسید.

اصلیت ابن سکیت از آبادی‌های دَورَق (شهرستان شادگان کنونی) از اطراف خوزستان بود. درباره لقب و کنیه او نیز گفته‌اند که پدرش اسحاق سکوت‌های طولانی می‌کرد و سکیت در اصل لقب او بوده است. برخی از منابع هم اشاره کرده‌اند که خود یعقوب اهل سکوت بوده و به همین جهت به سکیت مکنی شده است.

ابن سکیت از بزرگان علم نحو و ادبیات عرب بود و از مهم‌ترین آثارش در این حوزه کتاب «اصلاح المنطق» است. او در این کتاب بسیاری از واژه‌های عربی را به صورت صحیح ضبط کرد و ازجنبه‌های صرفی، فصاحت و غیر آن مورد بررسی قرار داد. این اثر از معتبرترین منابع لغت عرب است و شروح مختلفی بر آن نوشته شده. ابن سکیت شهرت دیگری هم دارد و آن تلاش در گردآوری اشعار عرب است.

ابن ندیم روایت کرده است که دواوین اشعار پراکنده ۳۰ شاعر عرب کهن را ابن سکیت گردآوری و شرح کرده است که از ذخایر و میراث عظیم ادبیات عرب به شمار می‌روند. از جمله شاعرانی که ابن سکیت آثارشان را زنده و در تاریخ ثبت کرده می‌توان به امروالقیس، زهیر بن ابی سلمی، نابغه ذبیانی، اعشی، عنتره بن شداد، طرفه بن عبد و عمروبن کلثوم اشاره کرد.

همانطور که اشاره شد او از بزرگان امامیه بود و از امام جواد (ع) روایات و مسائل مختلفی را نقل کرده است. نجاشی در «رجال» او را از روایان معتبر شمره است که هیچ طعنی درباره او نیست. او بجز روایت و علم نحو در علوم قرآنی نیز از بزرگان بود و شاگردان زیادی را نیز تربیت کرد. ابن شعبه حرانی، ابوالبشر بندنیجی، ابوسعید سکری، ابوعکرمه ضبی و ابوحنیفه دینوری را از شاگردان او دانسته‌اند. این میان ابن شعبه حرانی از قدیمی‌ترین محدثان شیعه است و کتاب حدیثی مهم او «تُحَفُ العُقول فیما جاءَ مِنَ الحِکَمِ وَ الْمَواعظ مِنْ آل‌ِ الرّسول» نام دارد.

چرا حق تعالی موسی را به ید بیضا، عیسی را به طب و محمد را به کلام فصیح مبعوث کرد؟

ابن یعقوب بغدادی گوید که ابن سکیت به حضرت رضا (ع) عرض کرد: چرا حق تعالی موسی را به ید بیضا و عصا و آلت سحر مبعوث فرمود و عیسی را به طب مبعوث گردانید، یعنی به مرده زنده کردن و محمد (ص) را به کلام فصیح و خطبه‌های بلیغه مبعوث کرد. یعنی چرا هر یک از این پیامبران را به معجزه خاصه‌ای مبعوث گردانید؟

حضرت رضا (ع) فرمود: «وقتی که حق تعالی موسی را به پیغمبری مبعوث کرد، اغلب افعال اهل زمان او ساحری و جادوگری بود، پس از نزد خدا چیزی از برای ایشان آورد که وسع آن قوم نرسد مثل آن بیاورند و سحر آنها را باطل گرداند و حجت بر ایشان اثبات کرد و عیسی را وقتی مبعوث گردانید که آفات و عاهات زاید می‌بود و مردم محتاج به طبابت بودند.

پس عیسی از نزد خدا چیز برای ایشان آورد که مثل آن نزد ایشان نبود و نه می‌توانستند مانند آن بیاورند. چه معجزه‌ای که آن جناب آورد، زنده کردن مرده و به کردن کور مادرزاد و پیس به اذن خدا بود و به این سبب حجت بر ایشان اثبات فرمود. حق تعالی محمد (ص) را زمانی مبعوث گردانید که اغلب افعال اهل عصر او خطب و سخنوری بود و گمانم آن است که فرمود شعر بود، پس محمد (ص) از برای ایشان از کتاب خدا و مواعظ و احکام چندان آورد که قول ایشان را باطل کرد و حجت اثبات فرمود.»

پس ابن سکیت عرض کرد: «به خدا سوگند که هرگز مثل تویی در این زمانه ندیدم، پس حجت بر خلق امروز چیست؟» فرمود: «عقل که به آن می‌شناسی کسی را که نسب به خدا دروغ می‌گوید و تصدیق می‌کنی او را می‌شناسی به آن کسی را که نسبت به خدا راست می‌گوید و تصدیق می‌کنی او را می‌شناسی به آن کسی را که نسبت به خدا دروغ می‌گوید و تکذیب می‌کنی او را.» پس ابن سکیت عرض کرد: «به خدا سوگند که همین جواب است.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *