چگونگی تحریف واقعیت توسط یک عکس

“رولان بارت” به دلالت‌های ایدئولوژیکی که در پس نشانه‌ها نهفته است، “اسطوره” می‌گوید. از نظر بارت هر چیزی در زمانه ما مى‏تواند به “اسطوره” مبدل شود.

وظیفه اسطوره‏شناس برملا ساختن تحریف ایجادشده به دست اسطوره و کشف معناى پیام است. اسطوره برای بارت عبارت است از شیوه‌هایی که یک فرهنگ پدیده‌ای را درک و آن را مفهوم‌سازی می‌کند. به عبارت ساده‌تر برای بارت اسطوره شیوه فکر کردن یک فرهنگ درباره پدید‌های مختلف است. در یک ساختار نظام‌مند نشانه‌ای  هر “دالی” بر “مدلول”ی دلالت می‌کند اما بارت وجه سومی نیز به این نظام می‌بخشد “معنا” که تنها در بستر فرهنگی و اجتماعی قابل‌درک است.

در نظام نشانه‏شناسانه بارت، دال، معنا – شکل (meaning-form) خوانده مى‏شود. مدلول، مفهوم (concept)  نامیده مى‏شود و به نشانه، دلالت (signification) اطلاق مى‏گردد. بنابراین بارت فرمول مشهور سوسور یعنى (دال/مدلول/نشانه) را به این فرمول تبدیل مى‏کند: (معنا – شکل/مفهوم/دلالت). در این خوانش بارت، اسطوره در سطح دلالت ثانویه است که  به وجود مى‏آید بنابراین اسطوره “نظام نشانه‏شناسانه مرتبه دوم‏” است.” دال” اسطوره متشکل از “معنا” و “شکل”  است که مى‏توان توجه را به هر یک از آن‌ها معطوف کرد و نسبت آن‌ها مثل نسبت شیشه اتومبیل با منظره بیرون است. او در تبیین این مطلب می‌گوید: من گاهى وقت‌ها مى‏توانم توجهم را به شیشه معطوف کنم و منظره را درزمینه قرار دهم و گاهى برعکس.

در اسطوره مضامین “معنا – شکل” و “مفهوم ” آشکارند و برخلاف سایر نظام‌های نشانه‏شناختی یکى در پشت دیگرى پنهان نشده است، اما هدف اسطوره تحریف کردن و مخدوش کردن است. اگرچه سوسور نشان داده است، نسبت میان “دال” و “مدلول” در نظام زبانى دلبخواه است، اما این نسبت در اسطوره دلبخواه نیست و انگیخته است.

عکس(سمت چپ ) که مربوط است به مراسم سی‌ام اوت (جشن پیروزی و روز نیروهای مسلح ترکیه به رهبری آتاتورک)، تداعی کننده تصویرمشهوری است که در آن سرباز سیاه‌پوستی به پرچم سه رنگ فرانسه سلام نظامی می‌دهد و بارت بر آن تحلیلی نشانه شناختی نوشته است. دراین عکس ارتش همان انگیزش است که پشت اسطوره قرار دارد. و عکاس میکوشد از این راه مفهوم تاریخی کاملاً جدیدى خلق کند. این تاریخ جدید عبارت است از تاریخ نوین ترکیه بدون اشاره به ماهیت استعماری آن واسطوره‏اى که سلام نظامى دادن نوجوان به صفوف نظامیان مى‏سازد براى مخاطبان تصویری جایگزین واقعیت می‌آفریند(معنا – شکل) و به این صورت به ایدئولوژی آتاتورکی که به مدد نیروی سرکوبگر نظامی نهادینه شده است(مفهوم) اعتراف می‌کند. همان طور که اشاره شد “دال” اسطوره دو وجه دارد که یکى همان “معنا”ست که پر است و دیگرى “شکل “است که تهى است. در اینجا چیزى که تحریف مى‏شود همان چیز پر یعنى “معنا”ست. نوجوان دست‌فروش از تاریخ خود منع مى‏شود و به “نشانه” بدل مى‏گردد. البته این تحریف و مخدوش کردن به معناى حذف یا مخفى کردن نیست زیرا نوجوان هنوز حضور دارد. بنابراین دیکتاتوری نظامی ترک به عنوان ایده یا ارزش، خود را بر صراحت امر واقع تجربى ( عکس نوجوان ) تحمیل می‌کند و به جای ایجاد حس انزجار از حکومتی که نوجوانان را به جای تحصیل و بازی روانه بازار کارکرده است، شکوه نظامی دولت را به رخ می‌کشد و عملاً به تحریف ماهیت سرکوبگرانه نظامی دولت می‌پردازد و مخاطب احتمالی را هم به ابراز احساس میهن‌پرستانه و تشویق برای حضور در بدنه ارتش یک حکومت دیکتاتوری دعوت می‌کند(دلالت).

خسرو سینا