زندگی چقدر شادتر؟

در بیلبوردی که برای تبلیغ فرزندآوری در سطح شهر تهران نصب شده است، دو پیام نوشتاری وجود دارد. یکی که کاملا مستقیم به مخاطبان می گوید برای زندگی شادتر باید فرزندان بیشتری داشته باشید (فرزند بیشتر، زندگی شادتر) و دیگری پیامی که در قالب استعاره، هشدار می دهد که یک بچه کافی نیست (با یک گل بهار نمیشه). در اینجا ما صرفا بر پیام نوشتاری مستقیم این بیلبورد تاکید می کنیم. البته نکته های دیگر، از قبیل پیام غیرمستقیم، چگونگی بازنمایی خانواده شاد در تصویر، فقدان «مادر» و بی نتیجه ماندن تلاش ناظران برای یافتن او میتواند موضوع بررسی های مجزا باشد.

فرزند بیشتر زندگی شادتر: در اینجا با یک تقابل روبروییم. شادی در برابر غیر شادی. غیر شادی هر چیز میتواند باشد. عبوس بودن. غمگین بودن. بیمار بودن. خشمگین بودن. منزوی بودن و… اما خود شادی چیست که بعنوان عنصری بدیهی که باید در جستجویش بود معرفی می شود؟ شادی خوشبختی نیست. آرامش و رضایت هم نیست. سعادت هم نیست. خوشبختی، سعادت و آرامش همه مفاهیمی سلبی هستند. یعنی با فقدان رنج یا هرعنصر مزاحم دیگری به دست می آیند. اما شادی عنصری ایجابی است. شادی چیزی است بیشتر از نبود رنج و مزاحمت. همچنین شادی معطوف به آینده نیست. مثلا برخلاف وضعیتی مثل سعادت مندی که تاریخ مند است و مثل خود تاریخ، معطوف به آینده است (همانطور که می گویند «تاریخ نشان خواهد داد.» سعادت هم همواره در آینده و بعد از بدست آمدن برآیند رنجها و شادی ها تعریف می شود). همیشه می توان لحظه را به پای سعادت و خوشبختی و آرامش قربانی کرد. اما شادی خودش آن چیزی است که دیگرچیزها برایش قربانی می شوند. شادی معطوف به لحظهٔ اکنون است. خودبسنده و دعوت کننده بسوی بی نهایت.

کسی برای تبلیغ یک کالای سرمایه ای و حتی یک کالای کاربردی (مثلا اجاق گاز) درباره ی لحظه ی اکنون وعده نمی دهد. لحظه ی اکنون وعده ای است که با آن میتوان اسنک و نوشابه های گازدار فروخت. کالاهای مصرفی که هدف گذاریشان ایجاد سرخوشی آنی است. (یک مثال: روی بطری های پپسی نوشته شده «در لحظه زندگی کن»). اما اینکه پیام نوشتاری بیلبوردی که برای پذیرش مسئولیت فرزندان بیشتر طراحی شده، بیش از هر چیز شبیه یک آگهی نوشابهٔ گاز دار است پرسش دیگری را مطرح می کند. آیا دلالت های ضمنی این پیام با هدف گذاری آشکارش در تقابل نیست؟

به نظر می رسد در اینجا دلالت های ضمنی درست در مقابل آنچه خواست سفارش دهندگان این کالا است قرار می گیرد. در توجیه لزوم فرزند آوری همواره تاکید شده که ادامه ی وضعیت کنونی (کنترل جمعیت). ایران را در «آینده» با مشکل مواجه می کند و همچنین تاکید می شود که الگوهای غربی که بر فردگرایی و آسایش فردی تاکید دارند، در نهایت ایده هایی مثل خانواده و فرزنداوری را به حاشیه برده است. تمام این گزاره ها بر دو نکته تاکید دارند:

– سعادت جمعی در مقابل آسایش فردی

– توجه به آینده در مقابل اکنون گذران

اما همان طور گفتیم، پیام مستقیم این بیلبورد کاملا بر خوشحالی اکنون تاکید می کند. در اینجا است که لبخندهای روی صورت، بادکنک و هندوانه، در مقابل رنج و مشقت، بقچه وعبوس بودن قرار می گیرد. حتی پولیوری که دور گردن مرد خوشحال گره زده شده، در تقابل با مرد بدحالی که اصلا پولیور ندارد، دلالت های ضمنی جذابیت و غیر جذاب بودن را برقرار می کنند. (کلیشه ی پولیور دور گردن آنقدر در فیلم های هالیوودی برای جوان جذاب عیاش استفاده شده که در یکی از اپیزودهای سریال سیمسون به آن اشاره می شود. جوان بلوند جذاب با پولیور دور گردن و اتومبیل کروکی در مقابل رییس پیر و طاس و عبوس رییس نیروگاه شهر). ولی از انجایی که «جذابیت» و «شادی» اسطوره هایی هستند که میل به بی نهایت دارند و به همین دلیل منبع لایزال الهام فروشندگان به حساب می آیند. همیشه مصرف کنندگان در مقابل این پرسش قرار می گیرند که «آیا من به قدر کافی شاد هستم؟»، «آیا من بقدر کافی جذاب هستم؟» مرگ و میر و معلولیت زیر تیغ جراحی زیبایی و مردن بر اثر سوء تغذیه ی ناشی از رژیم های سخت لاغری و اوردوز با قرصهای روانگردان نمونه هایی هستند که نشان می دهند، بی نهایت برای چنین اسطوره هایی چگونه مصداق پیدا می کند. بر همین روال لابد مصرف کنندگان هدف این بیلبورد با هر تعداد فرزند مجبور می شوند از خودشان بپرسند «زندگی چقدر شادتر» پنج تا؟ ده تا؟ یا تا سرحد محدودیتهای فیزیولوژیک.

yadashtehafte2-2

علی محمد ولی

ali_m3516@yahoo.com