انتظار و لذت در موسیقی با تاکید بر زمان میزانی و زمان محتوایی

انتظار و لذت در موسیقی با تاکید بر زمان میزانی و زمان محتوایی

زمان یکی از مؤلفه های مهم در موسیقی محسوب می شود که خود را به اشکال مختلف از جمله در میزان، تمپو، فرم و… نمایان می کند. در این مقاله دو مبحث اصلی در مورد پیوند زمان و موسیقی و بررسی آن از نگاه نشانه شناسی مطرح است:
۱. زمان میزانی که در هر میزان تعریف می شود، به معنای تقطیع زمان در موسیقی که بر مبنای کسر میزان مطرح است.
۲. زمان محتوایی (فرمیک) که زمانی است که بر اساس فرم قطعه پیش می رود.
البته ایرو تاراستی این دو مقوله را تقریباً مشابه می بیند و دال را در موسیقی “توصیف” (Expression) در نظر می گیرد و مدلول را “محتوا” (Content). او معتقد است که توصیف ما از یک فرم یک تمپو یا یک ضرب میزانی مشخص در واقع منجربه ایجاد یک محتوای موسیقایی می شود.
براساس این تعاریف از زمان در موسیقی، یکی از بازتاب های عمل به اصول زمان می تواند “انتظار” باشد. در واقع این نشانه های زمانی در موسیقی دلالت بر ایجاد مسئله ای روانی با عنوان “انتظار” می کنند.
اما در تاریخ موسیقی اغلب آهنگ سازانی که نامشان ماندگار شده است، این دو تعریف از زمان در موسیقی را به هم زده اند و با به هم زدن اصول و در هم شکستن انتظارات شنونده آثاری خلق کرده اند که شنیدنش بسیار لذت بخشتر بوده و در تاریخ موسیقی به آثاری جاودانه تبدیل شده اند. در اینجاست که بحث فراتر از انتظار رفتن، شکستن اصول و قواعد زمانی و ایجاد لذت بیشتر در موسیقی مطرح می شود. در واقع، دال زمان که دلالت بر نوعی انتظار در موسیقی می کرد، اینک به شکستن آن دال و بنابر ایجاد دلالت جدیدی ـ جز انتظارـ به نام لذت منجر می شود.
در این زمینه “ولادیمیر جان کلویچ” نظریه “ایزوتوپی” (Isotopy) را مطرح کرده است که در آن گوش نمی تواند بدون داشتن انتظار مسیری که مثلاً فرم سونات باید آن را طی کند، این فرم را تشخیص دهد. مگر قطعاتی که آوانگارد بوده اند یا به فرهنگهای نامتعارف تعلق داشته اند. گریماس هم این نظریه را به عنوان دستهای از طبقه بندی های معنایی که تداوم و قابل تحلیل بودن هر متن یا مجموعه نشانه شناسی موسیقی را تضمین می کنند، گسترش می دهد.
این مقاله به بررسی آثار چند آهنگ ساز از سه دوره موسیقی که در آثارشان با مفهوم انتظار به نوعی “بازی نشانه ای” کرده اند، می پردازد؛ بتهوون (از دوره کلاسیک رمانتیک)، شوئنبرگ و استراوینسکی (از قرن بیستم) و جان کیج و اشتوکهاوزن (از دوران معاصر). همچنین چند اثر از دو آهنگ ساز ایرانی؛ “حسین علیزاده” و “علیرضا مشایخی” در این زمینه بررسی خواهد شد.
لازم است به ذکر شود که در ارائه این مقاله نیاز است که نمونه های صوتی برخی از قطعات پخش شود تا فهم بیشتر و سهل تری حاصل شود.

واژگان کلیدی:
نشانه شناسی موسیقی، انتظار در موسیقی، مفهوم زمان در موسیقی، زمان میزانی، زمان محتوایی

اطلاعــــــات مقالـــــــــــه

مولف (ها): سمیه قاضی زاده