ادراک زمان در روایت داستانی بررسی زمان در داستان شازده احتجاب

ادراک زمان در روایت داستانی بررسی زمان در داستان شازده احتجاب

بی شک، یکی از مفاهیمی که در بررسی روایت داستانی بسیار مورد مطالعه قرار گرفته، بررسی زمان در روایت است. در مقاله حاضر نگارنده بر آن است تا با بهره گیری از نظریه شناختی قاب های ارجاع و دیدگاه های کاترین اموت (۱۹۹۴و۱۹۹۷) در این زمینه به بررسی ادراک زمان در روایت داستانی بپردازد. از این رو داستان شازده احتجاب نوشته هوشنگ گلشیری بر اساس الگوی اموت یعنی نظریه قاب های ارجاع مورد بررسی قرار خواهد گرفت. نظریه قاب های ارجاع درصدد فهم این نکته است که خوانندگان داستان طی فرایند خواندن، چگونه ارجاع به شخصیت ها و رویدادهای داستانی را پیگیری و دنبال می کنند. از دیدگاه اموت، خوانندگان طی روند خواندن، با دو نوع تغییر قاب مواجه اند: یکی فرایند پیرایش یا تعدیل قاب است و دیگری فرایند تعویض یا تبدیل قاب؛ که خواننده طی خواندن متن داستانی با هر یک به فراخور داستان مواجه می شود. زمان نیز یکی از عوامل دستخوش تغییر در متن است که تغییرات آن طی نظارت بافتاری ـ که از سوی خواننده و در ذهن وی در روند خوانش متن بر متن اعمال می شود ـ شناسایی می گردد. قاب ها نه تنها بر شخصیت ها و رویدادگاه داستان نظارت دارند، بلکه پیوسته زمان را نیز در داستان مورد بازبینی و نظارت قرار می دهند. بیشک، نتیجه حاصل از این مطالعه چگونگی ادراک و فهم خواننده از متن داستانی ـ خصوصاً متنی که با اجرای تکنیک جریان (سیال) آگاهی نوشته شده ـ را روشن تر خواهد ساخت.

واژگان کلیدی:
پس نگاه، پیش نگاه، جریان (سیال) آگاهی، بوطیقای شناختی، قاب های ارجاع، نظارت بافتاری، تعدیل قاب، تعویض قاب

اطلاعــــــات مقالـــــــــــه

مولف (ها): مهرناز شیرازی عدل
کارشناسی ارشد زبان شناسی، دانشگاه الزهرا