کودکی: نشانه سرگشته زمان

کودکی: نشانه سرگشته زمان

امانوئل کانت می گوید: «زمان، در خود، بی واسطه (مستقل از) ذهن و سوژه، هیچ است». زمان، بر این اساس، مفهومی مطلق نیست و برعکس، نشانه ای است که براساس آن دلالت های بنیادین ذهن و فردیت (سوژه) شکل می گیرد. ما با سامان بندی این نشانه درون نظام دلالتی به هستی خود معنی می دهیم، زندگی خود را مرحله بندی می کنیم و روایتی از وضعیت خود در این جهان می سازیم. هویت ما درون زمان مجسم می شود و موقعیت سوژه ای (subject position) خود را می یابیم. مارتین هایدگر به روشنی درباره نسبت «هستی» و «زمان» سخن گفته است. پل ریکور همین نسبت (میان هستی و زمان) را با طرح نسبت بین «زمان» و «روایت» گسترش داد. بر این اساس، زمان درون نظم نمادین لاکانی قرار دارد. زمان درون قواعد نمادین زبانی معنی می یابد و به نوبه خود به حیات انسانی ما معنی می بخشد.
یکی از مهمترین ویژگی های نشانه ای و روایتی زمان تقسیم آن به دوره های مختلف است تا روایتی منسجم از زندگی شکل بگیرد. در این میان، «کودکی» و «بزرگسالی» دو نشانه مؤثر زمانی هستند. به عبارت دیگر، این دو نشانه اعتباری (کودکی و بزرگسالی) هر یک با یاری جستن از «دیگری» (در نسبتی تقابلی) برای خود تعریف و دلالتی را سامان می دهند و روایت زندگی را می سازند. به گمان من، با توجه به اینکه گفتمان بزرگسالی بر گفتمان کودکی تسلط دارد و به گونه ای گفتمان کودکی را خاموش کرده است، بزرگسالی «خود»ی می شود که کودکی «دیگری» آن است.
حال پرسش این است که کارکردِ گفتمانیِ زمان که کودکی و بزرگسالی را به گونه ای اعتباری از هم جدا می کند، چگونه است و نظامهای نمادین و ایدئولوژیک در این فرایند «دیگرسازی» چگونه عمل می کنند؟ در این مقاله می کوشم نشان دهم چگونه «کودکی» را گفتمانهای اجتماعی تعریف می کنند، چگونه کودکی در نظامی نشانه ای اختراع و ساخته می شود و چگونه برای این کار از سازوکار نشانه های زمان استفاده می شود.
در این پژوهش، با تکیه بر نظریه طرح شده، به خوانش رمان کودک در زمان (Child in Time) نوشته ایان مکایون (Ian McEwan) نویسنده معاصر انگلیسی خواهم پرداخت. در این رمان، «کودکی» که همواره «دیگری» فرض شده بود، دیگر مدلولی استعلایی نیست و درون و همراه بزرگسالی قرار می گیرد. کودک گمشده در داستان سبب می شود که بزرگسال داستان به گونهای کنایی با «کودکی»، نه به عنوان حقیقتی گمشده، بلکه به عنوان دالی گسسته از مدلول و همواره در تعویق، روبه رو شود. همین طور، در این رمان، به ادبیات کودک هم اشاره های بسیار دیده می شود و اینکه این نوع ادبی کارکرد مؤثری در جداسازی اعتباری میان کودکی و بزرگسالی دارد. هم چنین، در رمان نظام های گفتمانی قدرت برای تعریف کودکی هم معرفی می شوند.
کلام آخر اینکه، به گمان من، دوره زمانیِ کودکی کارکرد نشانه ای بسیار موثری بر ساخت های روایتی ما از هستی مان دارد. دوگانه های معصومیت و تجربه، خام و پخته، و طبیعت و فرهنگ تنها نمونه هایی از این کارکردهای نشانه ای هستند، که در همه آنها، این زمان است که سببِ گذر از سویهای از این دوگانه ها به سویه دیگر می شود.

اطلاعــــــات مقالـــــــــــه

مولف (ها): امیرعلی نجومیان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی