تجربه زمانی در گفتمان روایی با تحلیل رمان آینه های دردار هوشنگ گلشیری

تجربه زمانی در گفتمان روایی با تحلیل رمان آینه های دردار هوشنگ گلشیری

عمده ترین متنی که در دوران معاصر به بررسی ارتباط میان زمان و روایت داستانی می پردازد، اثر سترگ پل ریکور، زمان و حکایت است. ریکور روایت و نیز مهم ترین مقوله شکل دهنده آن یعنی پیرنگ سازی را که تبدیل تجربیات، رویدادها، اشخاص و دیگر امور پراکنده به کلیتی یکپارچه در قالب روایت است، گونه ای از استعاره سازی و صورتبندی جدید معنایی از مصالح و امور موجود می داند. در این مقاله برآنیم تا با به کارگیری بخشی از نظریه او در مورد تجربه زمانی در فرم روایی رمان مدرن، به بررسی نقش عناصر ساختاری رمان آینه های دردار (اثر هوشنگ گلشیری) در ایجاد تجربه ای خاص از زمان در دل پیکره بندی روایی بپردازیم. آینه های دردار از آثار شاخص گلشیری است که در آن نویسنده در دل داستان مانیفست سبک روایی خود را نیز ارائه می کند و از این جهت موردی مناسب برای چنین تحلیلی است. ریکور در بخش سوم از فصل سوم کتاب (بازی با زمان)، در کنار دو سطح زمان طولی متن و زمان رخداد (ژنت) قائل به سطح دیگری است که آن را تجربه زمان تخیلی می داند و عنصر نظرگاه را عمده ترین عامل این تجربه می داند. گلشیری در آینه های دردار با به کارگیری آگاهانه عناصر ساختاری به خصوص نظرگاه و نحو روایت، امکان چنین تجربه ای را فراهم می کند. این عناصر همچون موارد نمون ریکور در تحلیل رمان مدرن، صرفاً در گستره روابط ساختاری و غیر تاریخی دنیای متن است.

واژگان کلیدی:
ریکور، گلشیری، آینه های دردار، نظرگاه روایی، گفتمان روایی

اطلاعــــــات مقالـــــــــــه

مولف (ها): امیرحسین عسگری
دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی دانشگاه سوره